![]() | پروفایل نویسنده آرشیو مطالب کلیه مطالب این وبلاگ طراح قالب : آی تم |
این جـــادِه یِــــک " مَـن میـــخواهَد و یِِِک تـــــــُو
وَ یـــِک جُفـــت × دَســـتِ گِرِه خوُردـ ه بــــِ هَم
آن هَم اَز نـــُوع کور
بِ آغــوشَم بَرگـــَرد...
اِ زدِحـــآم و پآیـــکوبـی را کِ اَز پـــَسِ پـــَنجَرِه میــبینـــی ...
چیــزی جُز اِســـتِفرآغِ مـــُکُرَرِ تاریخ نیــست
تــَمام ِ اُکـــسیژن هآیِ دُنــیآ را هــَم بیاورند
ب ِ کارَم نمی آیــَد
"مَن " پـــُر اَز هـــَوایِ " تــُو ام "
تــَمامِ زِندِگـــی اَم صَرفِ شِــــعر گُفتن شــُد
از آن زَمــآن کِ فَهمیــدَم " تُـــو " شـــِعر میخــوانی
+ هـــَمَش واســِه عشقمه ===> مــیلادیــــــــــم
من سزاوار این فـــــــرامـوشـــــــی نبودمــــ...
همانطــــــور که تــــــــــــو...
لایـــق این عـــــــــشـــــق نبــــــودی...
خــــــــدایـــــا...!!
من که وزنی ندارم...
چــــــــرا بر دل دیـگــــــران...
سنگیــــنــــی میکنــــــــــــم؟
کــــــــــاش به جای دلــــم...
گلویـــــم تنگ میشد
هـــــــوا نمیرسیــــــــــد و...
خلـــــــــــاص!
دق کـــــــردم...!
پشت خنده های تلــــــــخی که...
هیچگــاه کسی به آن شک نکرد...
عـــــــــتاشق این دستگاه پزشکیـــم:
ــــــــــــــــــــــــــ۸ـــــــــــــ۸ــــــــــــپایانــــــــــــــــــــــــــــــ
مخصوصا اون آخرش که صداش از بوق،بوق،بوق به
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق
تغییر میکنه
کسی دردمو میفهمه؟
در پیش چشــم همـه …
برای مـن دسـت نیـافتنـی بـودی …
حـرفـی نیسـت …
امـا بی انصـاف …
لااقـل در پیـش چشـم مـن …
بـرای همـه دم دستـی نبـاش …
یکی بود،یکی نبود
من موندم و اون نموند
من دیدم و اون ندید
من خواستم و اون نخواست
من التماس کردم و اون نشنید
من هستم و اون رفته!
من خستم و اون...
سخت است بغض داشته باشی...
و بغضت را هیچ آهنگی نشکند....
جز صدای کسی که دیگر
نــــیــــســـتــــ ـ ـ ـ
غـــــریبــــه ای آمــــد...
عــــشـــقــی داد...
نـــفــــســـی گـــرفت...
آرام و بی صدا رفت...
پر از عقده ام...
پر از فریادهای در گلو خفه شده...
من چقدر سرم درد میکند
برای دعواهایی که نکردیم!
لعـــــــنتــــــی!
چقدر مهربان رفتی...
من زخم های بی نظیری به تن دارم...
اما "تو" مهربانترینشان بودی!
عمیـــــق ترینشـــــان!
عزیـــــــــزترینشان!
بعد از تو آدم ها تنها خراشی بودند بر من
که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند!!!
"عشق من" خنجرت کولاک کرد...
ســــــــردم است...
تو در آغوش گرم او میخوابی...
هیچـــــوقت نمیفهمی
برای نوشتن همین دو کلمه
چه سرمایـی را گذراندم...!
روزی میــــرسد
در حسرتم بـــمــــانی
در روزی بارانی،من در اوج و تو در ویرانی
روزی صـــــــادقـــانــه صدایت کردم
عــــاشقانه نگاهت کردم...
حالا...
عـــاجـــزانه نگـــاهم میکنی...
با حسرت صـــدایم میکنی...
اما فقط...
بــــــــــ ـــــــــرو!...
روزی میرسد ک تو برای دوباره خواستنم
جلوی پاهایم به زانو می افتی
و مـــــــن
با همان دلی ک تو سنگ کردی
پا میگذارم روی همــــه ی تـــــــــو و همـــه ی
احــساسات دســــتـــمالی شده ات...
هرروز دیوانه تر از دیروز!
و هیـــــــــچکس نمیداند پشت این
دیوانگی و سرخوشی
چه دردی را پنهان کرده ام...
درد نبودنــــــــتـــ ـ ـ ـ
به حرمت نان و نمکی ک با هم خوردیم...
نان را تو ببر ک راهت بلند است و
طاقتـــت کوتاه!
نمک را بگذار برای من...
میخواهم این زخم همیشه تازه بماند...
آزارم میــــــــدهی...
به عمــــد...یا غیر عمــــد...خدا میــــــدانـــد
اما من آنقدر خسته ام...
آنقدر شکستـــه ام که هیچ نمیگویم...
حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است...
اشک میریزم...
سکوتــــــ میکنم و تــــــــــــو
همچنان ادامه میــــدهی...
نفرینت هم نمیکنم...
خیــــالت راحــــتـــــــــــ
شکسته ها نفرین هم بکنند،گیـــــــرا نیست!
نفریـــن،ته دل میخواهد
دل شکسته هم ک دیگر سر و ته ندارد...!!
لامذهب این همه استخوان در بدنم بود
چــــــــــــرا دلــــــــم را شکـــــــستـــــــــــی؟؟!!
یـــــک لیــــوان بغـــــض
و یـــک مشــت قرص خواب آور...!!!
دلــــم که مرده است...
بگذار این چشــــمــها را هم خـــواب کنم....!!!
خـــســــــته امـــــ...
از بس دیـــدمش و مـــرا ندیــــد
از بس خـــواستمش و مــــرا نخواست...!!!
از بـــــــس که...
بیخـــــــــیــــال
خسته ام...خســــــــــــــتــــــــــه
همه بدیهایم را هم که صاف کنم...
به "دل خــــــود"مدیون میمانم...
برای تمام...
"دلم میخواست" های بی جواب مانده اش...
نــــــــــــه
هوا سرد نیست...
سرمای کلامت دیوانه ام میکند...
بی رحــــم!
شوق نگاهم را ندیدی؟!
تمام من به شوق دیدنت پر میکشید...
ولی...
همان نگاه بی تفاوتت
برای زمین گیر شدنم کافی بـــــــــــــود...
این روزا سخت تر از اونه که باور کنی
مگه میشه با یه خاطره سر کنی؟!؟؟!!
لـــآزمــِــه جــُـــدا شــُــدنــــِــ تــَــوافــُــقیــــ ــــ...
ازت مــَمنونــ ــم اِیــ تـَــنـهـآی عــ ــآشــِــق
کــِـه یــآدم دادی دستــ ــآتــُـو بــِـگیــ ــرم
اجــ ــآزه دادی بــآ تـــُـو هـَـمنــِـشین شـَـم
تــُـو جــ ــون دادی بـِــه ایــن احســآس بیــرحــ ــم
وقتی با گفتگو مشکلتون حل نشد ؛
وقتی بحثتون به بن بست رسید ،
فقط….
بغلـــــــش کن …
دم گوشش بگو خله دوست دارم
همین کافیه !
آغوشت را تـــــــنگ تر کن...
حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که میان من وتوست
آغوشت را تنگتر کن....
بـــی مرز میــــــــخواهمت ....
برایم مهم نیست چه می شود
به همه ی باورهایم سوگند
هیچ چیزی برایم مهم نیست
یک کلام !
من …
دست از دوست داشتنت نمی کشم !
خدایا!!!
این بند دل آدم کجاست؟
که گاهی با…
یک اسم
یا حضور یک نفر
و یا با یک لبخند “پاره” میشود
ـ ●•٠·˙ڪـاشــڪــے تـَلــפֿــے زنـבگــے ڪــَــمـے الــڪـُل בاشـتـــْـ ●•٠·˙
شـایـב مـَســتـمـاלּ مـےڪـــرב وَ בرב را نـمـےفـہـمـیـבیـ ـم(!)
˙·٠•● خـاطــره مثــل الــڪـل نیــسـت ڪــﮧ بـپــَره ●•٠·˙
פֿــاطـره פֿــاطــرَسـتــ
نمــیـره میـــمـونـﮧ و "בاغـــونـت" میـڪُــنـﮧ
بــرآے ِ فـــرآمــوش کــردنـَـتــــ ،
هــر شـــَب آرزوے ِ آلــزآیمـر مـے کنـَمــــ ـ
خــوش ہـحــآل ِ تــو ،
کــہ وقــتــے "او " آمـــد ؛
بـدوטּ ِ هیــچ دردِســَرے ،
فرامــوشـــَم کــَرבے
وقتـے خواستـَטּ ها بوے شَهوت میـבَهنـב
وقتـے بوבَטּ ها طَعمِ نیاز בارَنـב
وقتـے تنهایـے ها بـے هیچ یاבے از یار با هرکَسـے پُر میشوב
وقتـے نِگاه ها هَرزه به هَر سو رَوانـﮧ میشوב
وقتـے غریزه اِحساس را پوشِش میـבَهـב
وقتـے انساטּ بوבَטּ آرزویـــے בَست نیافتنـے میشَوב
هماטּ بِهتر کـﮧ هیچ کَس را نـבاشته باشَم
میشه تنهایی بازی کرد
میشه تنهایی خندید
میشه تنهایی سفر کرد
ولی خدایی خیلی سخته تنهایی
تنهایی را تحمل کرد …!
وقتی یه زن سیگار کشید ؛ یعنی دیگه گریه جواب نمیده . . .
و وقتی مردی اشک ریخت بدون کار از سیگار کشیدن گذشته . . .
گفت:اینقدر سیگار نکش میمیری
گفتم:اگه نکشم میمیرم
گفت:اگه بکشی با درد میمیری
گفتم:اگه نکشم از درد میمیرم
گفت:هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره
گفتم:هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟
یه کم نگاهم کرد و گفت : بکش
یه زندگی ایده آل یعنی:
قبل اومدنش براش آرایش کنی
عطر بزنی
لباس نو تنت کنی
وقتی اومد بپری بغلش
بوسش کنی
دستتو دور گردنش بندازی
نگات کنه
نگاش کنی
بگه خانومم عاشقتم
بگی مرد من دیوونتم
با صدای مردونه تو بغلت بخنده
با ظرافت زنانه شیطونی کنی
وقتی جلو آینه وامیسته برات فیگور میگیره میگه عضله رو نگا
بخندی بگی تو قوی ترین مرد جهانی
از تو آینه چشمک بزنه بگه وروجک توهم خوشگل ترین دختر دنیایی
بیاد دنبالت فرار کنی
بزور بگیرتت
بلند بخندین
یهو آروم شین
یهو ساکت شه تو گوشش بگی دوست دارم
تو گوشت بگه میمیرم نباشی
وقتی از حموم میای موهاتو خشک کنه
وقتی میخواد بره حموم تو ریششو بزنی
بگه اخه کوچولو تورو چه به این کارا برو غذاتو بسوزون
لج کنی
نازتو بکشه
زندگی یعنی باتمام سختیاش خوشبخت باشی به شرطی اونی که باید باشه ..
یکی "من" یکی "تو"..
بزن به سلامتی دروغایی که گفتی...میزنم به سلامتی خودم! که به روی خودم نیووردم و تو منو ساده فرض کردی...
بزن به سلامتی خیانتایی که بهم کردی...میزنم به سلامتی دلخوشی هایی که به خودم میدادم و می گفتم : هر آدمی میتونه اشتباه کنه ..
بزن به سلامتی همه قول هایی که زدی زیرش ... میزنم به سلامتی این که زود باور بودم و نمیفهمیدم که حرفات فقط حرف بود...
بزن به سلامتی اون حرفا که با زدنشون به من دوست داشتنم نسبت به خودت رو خیلی کمرنگ کردی... میزنم به سلامتی ساده بودنم که بازم بخشیدمت!
بزن به سلامتی شبی که گفتی : ( همه چیز مثل قبل میشه ) اما بازم حرف بود فقط حرف ... میزنم به سلامتی این که دیگ حرفات باورم نمیشه...
بزن به سلامتی بی معرفتیات و نامردیات ... میزنم به سلامتی صبری که داشتم و همه این کاراتو تحمل کردم ..
بزن به سلامتی روزی که دیگه تنها شدی ...
بزن به سلامتی خاطره هامون که یکی یکی تو ذهنت مرور میشن... میزنم به سلامتی روز اول آشناییمون که با حرفات فکر کردم همدردی اما فهمیدم که نه ! تو هم دردی
چقدر کم توقع شده ام
نه دستان گرمت را می خواهم ،
نه بودنت را
همین که بیایی ،
از کنارم رد شوی کافیست
مرا به آرامش می رساند ،
حتی اصطکاک سایه هایمان . . .
چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم
اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی
قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی
زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی
عزيـــــــــــــزم فراق يعنی"دوری"
......دوری يعنی " دلتنگــــــــــی"......
......دلتنگی يعنی"تـــــــو" ......
تو يعنی "همه ی دنيـــــــــــــای من"
گرچه جدا از تو ولی همیشه با تو زیستم
من و تو نکن که من کسی به جز تو نیستم
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻫﻮﺱ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻫﻮﺱ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﻮﺱ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻮﺱ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ
ﻫﻮﺱ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻫﻮﺱ ﻋﻄﺮ ﺗﻦ ﺗﻮ
ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﻮﺱ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ!
ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮﺍﻡ
عاشق هوس با تو بودن...
وقتی تـــــ♥ـــو هوایم را داری هوا هم خوب میشود ...
اصلا هوا هم به هوای تـــــ♥ـــو خوب میشود ...!!!
✔ بودنت مهم است ... همین ! ✔
کاش..
اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره” ؟
و تو جواب میدی خوبم…
کسی باشه محکم بغلت کنه و آروم توی گوشت بگه میدونم خوب نیستی…
زن نیستم اگر زنانه پای عشقم نایستم
من از قبیله ی زلیخا آمده ام!
آنقدر عـــشـــــق را جار میزنم تا خدا هم برایم کف بزند
فرقی نمیکند فرشته باشی یا آدم…
یوسف باشی یا سلیمان…
قالیچه ی عمر من بدون اسم رمز” نام تو” پرواز نمیکند
زنانه پای این عشق می ایستم
مردانه دوستم داشته باش…
aytem.ml |